علی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ علی
آرشیو وبلاگ
      خروج کن ()
غوغا می کنی نویسنده: علی - جمعه ۱٥ اسفند ،۱۳٩۳

ای غنچه خندان چرا خون در دل ما میکنی

خاری به خود می بندی و ما را ز سر وا میکنی

 

از تیر کجتابی تو آخر کمان شد قامتم

کاخت نگون باد ای فلک با ما چه بد تا میکنی

 

ای شمع رقصان با نسیم آتش مزن پروانه را

با دوست هم رحمی چو با دشمن مدارا میکنی

 

با چون منی نازک خیال ابرو کشیدن از ملال

زشت است ای وحشی غزال اما چه زیبا میکنی

 

امروز ما بیچارگان امید فردائیش نیست

این دانی و با ما هنوز امروز و فردا میکنی

 

ای غم بگو از دست تو آخر کجا باید شدن

در گوشه میخانه هم ما را تو پیدا میکنی

 

ما شهریارا بلبلان دیدیم بر طرف چمن

شورافکن و شیرین سخن اما تو غوغا میکنی

--شهریار--

  نظرات ()
مطالب اخیر قدمی کوچک و کم هزینه با شوی تبلیغاتی عظیم با هدف تهییج قومیت ها. به داغ عشق در اینجا اگر نسوخته ای // ز آفتاب قیامت نجات ممکن نیست چهارشنبه ٢۸ امرداد ،۱۳٩٤ به آب دیده بشوییم خرقه ها از می ......... که موسم ورع و روزگار پرهیز است پنجشنبه ٢۸ خرداد ،۱۳٩٤ چهارشنبه ٢٧ خرداد ،۱۳٩٤ شنبه ۱٦ خرداد ،۱۳٩٤ چو عاشق می شدم گفتم باید هر از چند گاهی هرس شوم مهلت 40 روزه
کلمات کلیدی وبلاگ انگلستان (۱) اتحادیه اروپا (۱)
دوستان من   پرتال زیگور طراح قالب