علی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ علی
آرشیو وبلاگ
      خروج کن ()
قدمی کوچک و کم هزینه با شوی تبلیغاتی عظیم با هدف تهییج قومیت ها. نویسنده: علی - شنبه ۱٢ تیر ،۱۳٩٥

 انگلستان از قدیم به مکاری معروف بوده. آنها امروزه خروج انگلستان از اتحادیه اروپا را به قدری بزرگ جلوه داده اند تا بشود نمونه ای از جدایی طلبی اما حقیقت این است که انگلستان هیچ وقت جزئی از اتحادیه اروپا محسوب نمی شد و همیشه جدا بود. با ایجاد شویی از اینکه جدایی انگلستان به اقتصاد این کشور آسیب خواهد زد تصور کنید که این امر رخ ندهد و پس از آن شویی عظیم به راه افتد که اتفاقا اقتصاد انگلستان پیشرفت هم کرد. آنوقت چه خوراک دم دستی می شود برای گروه های پان قومیتی که این نمونه برایشان نمونه موفق جدایی می شود در حالی که قیاس مع الفارغی بوده که توسط رسانه ها وجهه پیدا نمونده است.

  نظرات ()
به داغ عشق در اینجا اگر نسوخته ای // ز آفتاب قیامت نجات ممکن نیست نویسنده: علی - سه‌شنبه ۳۱ شهریور ،۱۳٩٤

زمین چو ریگ روان است بر جناح سفر

در او فشردن پای ثبات ممکن نیست

به داغ عشق در اینجا اگر نسوخته ای

ز آفتاب قیامت نجات ممکن نیست

ز فکر تشنه لبان خضر آب سیر نخورد

وگرنه سیری از آب حیات ممکن نیست

ز شرم آن لب شیرین اگر نگردد آب

به چوب بستن دست نبات ممکن نیست

به زور، روی دل از دل نمی توان گرداند

به دوستان، عدم التفات ممکن نیست

چگونه قطره تواند محیط دریا شد؟

ز راه فکر رسیدن به ذات ممکن نیست

مگر وسیله شود خط عنبرین، ورنه

به مهر خال رساندن برات ممکن نیست

مکن تلاش رهایی ز زلف او صائب

که از کمند خدایی نجات ممکن نیست

خلاصی دل ما از جهات ممکن نیست

به زور نقش ز ششدر نجات ممکن نیست

بلاست عاشقی نوخطان چار ابرو

ز چار موجه دریا نجات ممکن نیست

(صائب تبریزی)

  نظرات ()
  نویسنده: علی - چهارشنبه ٢۸ امرداد ،۱۳٩٤
مدتیست در زمین یافت نمی شوی 
کجایی در کدامین ستاره برروی کدامین شهاب به سوی کدامین خورشید در گذری
خبرت هست؟
خبرت هست ؟نه نیست
مرا برای خود خبری خوش است
شاید قدمی به تو نزدیک تر شوم
شاید دوباره بتوانم خورشید وجودت را ببینم
آری من هم خواهم پرید خواهم پرید .. با تمام تمام تمام وجودم خواهم پرید
با تمام تمام تمام امیدم خواهم پرید .
با تمام تمام تمام دلم خواهم پرید.
مرا هم بر زمین جای نخواهد بود
لیک شک ها بر دل نشسته.
لذت دیدار میسر خواهد شد؟
نمیدانم شاید
اما بدان بدان که گر پا و دست و سر و همه ام یاری نکرد ....
......... هرچه بیشتر بپرم بیشتر با سر فرو خواهم ریخت
اگر از جوّ سیاه دلم از جاذبه ی غم هایم، نتوانم عبور کرد
یا شهابی خواهم شد و سقوطی مهیب بر خود خواهم نمود
یا سرگردانی در عبور از گرد بی نوران
اما بیا خوشی را حرف بزنیم
چه باک، کدام شک ، چه درد
گر توانم پریدن گر توانم رستن، گسستن، جهیدن، گر دل کنم از من من
آن دم،
آن دم است که برمدار تو خواهم چرخید
از صفای تو نور خواهم گرفت
و از نوای تو شور
و خورشیدم تا ابد تویی
و محو تو من
گر وصال آید. دیگر باکی نیست. حالی و شوری و سوزشی و افروزشی و نوری 
ودیگر هیچ..
دیگر فقط تو ایم.

( بهار 93 )
  نظرات ()
به آب دیده بشوییم خرقه ها از می ......... که موسم ورع و روزگار پرهیز است نویسنده: علی - دوشنبه ٢٢ تیر ،۱۳٩٤

اگر چه باده فرح بخش و باد گل‌بیز است

به بانگ چنگ مخور می که محتسب تیز است

صراحی ای و حریفی گرت به چنگ افتد

به عقل نوش که ایام فتنه انگیز است

در آستین مرقع پیاله پنهان کن

که همچو چشم صراحی زمانه خون‌ریز است

به آب دیده بشوییم خرقه‌ها از می

که موسم ورع و روزگار پرهیز است

مجوی عیش خوش از دور باژگون سپهر

که صاف این سر خم جمله دردی آمیز است

سپهر برشده پرویزنیست خون افشان

که ریزه‌اش سر کسری و تاج پرویز است

عراق و فارس گرفتی به شعر خوش حافظ

بیا که نوبت بغداد و وقت تبریز است

  نظرات ()
  نویسنده: علی - پنجشنبه ٢۸ خرداد ،۱۳٩٤

مشاهده یادداشت خصوصی

  نظرات ()
  نویسنده: علی - چهارشنبه ٢٧ خرداد ،۱۳٩٤

دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت

بشکست عهد وز غم ما هیچ غم نداشت

یا رب مگیرش ار چه دل چون کبوترم

افکند و کشت و عزت صید حرم نداشت

بر من جفا ز بخت من آمد وگرنه یار

حاشا که رسم لطف و طریق کرم نداشت

با این همه هر آن که نه خواری کشید از او

هر جا که رفت هیچ کسش محترم نداشت

ساقی بیار باده و با محتسب بگو

انکار ما مکن که چنین جام جم نداشت

هر راهرو که ره به حریم درش نبرد

مسکین برید وادی و ره در حرم نداشت

حافظ ببر تو گوی فصاحت که مدعی

هیچش هنر نبود و خبر نیز هم نداشت

  نظرات ()
  نویسنده: علی - شنبه ۱٦ خرداد ،۱۳٩٤

ستاره ها وقتی میمیرند هم بزرگتر می شوند و هم قدرتمند تر به نظر می رسند و هم خشن تر شده سریع تر انرژی مصرف می کنند. مانند فرد در حال احتضار که در حال جان کندن است.

داعش رفتنی است . این نفرت فزاینده ی فراگیر را چه کنیم.

  نظرات ()
چو عاشق می شدم گفتم نویسنده: علی - پنجشنبه ۱٤ خرداد ،۱۳٩٤

چو عاشق می شدم گفتم که بردم گوهر مقصود // نمی دانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد

 

خدایا پروردگارا! ای الهی که همه نیکی ها از توست و همه چیز من از آن توست . خانواده ام ، خودم خوشتن و تمام اندیشه و تصوراتم همه و همه از آن توست. بار الها می دانم که مدیریت همگان در دستان توست و هیچ جنبنده ای بدون ذهن تو حتی نمی تواند فکری در ذهن بگذراند چه به اینکه به عملی مبادرت ورزد . بار الها اما همانگونه که دو صفت رحمن و رحیم داری که به رحمت عام و خاص تو اشاره دارد مدیریتت بر مخلوقات هم دو گونه دارد مدیریت عام و مدیریت خاص مدیریت عام که برای همه موجودات هست که شامل امثال من می شود و یک مدیریت خاص که او را خاص می پرورانی و توجه و مدیریت خاصی بر زندگی اش داری که این می شود مدیریت خاص که این می شود آن مدیریتی که یحیی دید ، ادریس دید آدم را آنگونه مدیریت کردی نوح دید اسماعیل و ابراهیم و یعقوب دیدند یوسف در زندان مصر مدیریت شد عیسی مدیریت شد ذالنون در همه حال و بخصوص آنگونه که در شکم ماهی بود مدیریت و تربیت گردید و همان مدیریت خاصی که به موسی گفته شد واصطنعتک لنفسی، بلی که تو خود او را مدیریت کردی و تقدیر را و قضا و قدر خویش را بر او فرستادی همان مدیریت خاصی که عیسی را مدیریت کردی و همان مدیریت و تربیت خاصی که محمد دید و علی در محراب و در جنگ و در خانه نشینی دید و همان مدیریت خاصی که حسین در قتلگاه خویش و خانواده خویش و صحابه خویش دید . خدایا مگر ما را نیافریدی تا رشد یابیم تا به سوی مبدا خویش حرکت کنیم که تکامل پیدا کنیم تو بزرگوارا این بزرگان و بندگان خاصت را مدیریت خاص کردی آن هنگام که ابراهیم در آتش می افتاد و آن هنگام که اسماعیل توسط پدر و به امر تو ذبح می گردید آنها را مدیریت کردی آنها بندگان خاص و عزیز تو بودند که تو تویی که هم خالق و هم مربی ما هستی آنها را اینگونه در مسیر رشد و هدایت تعالی بخشیدی خدایا پروردگارا مگر هدف خلقت ما رشد نیست مگر هدف هدایت و ترقی ما نیست . مگر نگفته اند که جور استاد به ز مهر پدر چرا که رشد دهنده است خدایا خلاصه اینکه ما هم رشد می خواهیم و اگر این لطف تو محقق شود که هدایت خاص یابیم و تحت مدیریت خاص و مخصوص تو قرار گیریم که خیلی بهتر است بلی می دانم که خیلی سخت تر و خیلی جان فرساتر نیز هست ولی اگر این هدایت خاص شامل ما شود و رو سفید بیرون آییم چه ها شود و چقدر خوب می شود البته می دانم که مسیر همه درد و رنج است اما من این درد و رنج را دوست دارم حتی اگر برای این رشد بایستی که همیشه در سختی باشیم باز هم چون هدف خلقت این است و هدف نیل به سمت توست حال با هر مشقتی باز هم خوب و گواراست . البته می دانم کسی که به این ظرفیت و اخلاص برسد خود بخود تحت مدیریت خاص تو قرار می گیرد خدایا ما را هم بدین درجه برسان که فقط و فقط فیض عظیم در آن است و مادون آن فقط لهو و لعبی بیهوده نمایانده می گردد.

خدایا پروردگارا آغوش من برای در در آغوش کشیدن درد های با رشد تو باز است خدایا دردم ده اما پیش از آن خدایا رشدم ده تا درک کنم و درد باعث رشدم شود. خدایا مرا به هدف خلقتم نایل گردان. خدایا مرا قوی بگردان چون می دانم که بعلت ضعف من است و این کوچکی وحقارت و این غرور بیجا و ناتوانی زیاد من است که نمی توانم این درد و این مدیریت خاص و این فوز عظیم را بچشم بار الها رشدم بخش . من دردش را خریدارم هرچند ناتوانم لطفی بنما و عبدی خاصم بنما یا الهی یا ربی محتاجم به تو محتاجم و هدایتم بنما یا اله العالمین و عذر خواهم که ناتوان و ضعیف و کافرم در حالی که در این دنیا با این فرصت کم و این مسیر طولانی همه را به لهو و لعب گمراهی و نابکاری و تنبلی گذرانده ام. 

هرچند می دانم که این مسیر سیل های خون فشان و درد های شیر کش دارد و این عشق هنوز خام و ناچیز است اما خدایا محتاج هدایت خاص تو هستم ای لطیف . یا رب یا مدیر یا خالق و یا نعم المعلم.

  نظرات ()
مطالب قدیمی تر »
مطالب اخیر قدمی کوچک و کم هزینه با شوی تبلیغاتی عظیم با هدف تهییج قومیت ها. به داغ عشق در اینجا اگر نسوخته ای // ز آفتاب قیامت نجات ممکن نیست چهارشنبه ٢۸ امرداد ،۱۳٩٤ به آب دیده بشوییم خرقه ها از می ......... که موسم ورع و روزگار پرهیز است پنجشنبه ٢۸ خرداد ،۱۳٩٤ چهارشنبه ٢٧ خرداد ،۱۳٩٤ شنبه ۱٦ خرداد ،۱۳٩٤ چو عاشق می شدم گفتم باید هر از چند گاهی هرس شوم مهلت 40 روزه
کلمات کلیدی وبلاگ انگلستان (۱) اتحادیه اروپا (۱)
دوستان من   پرتال زیگور طراح قالب